آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

200

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

مىپرداخت . ايرانىها حتى هنگام غذا خوردن نيز ميل به شنيدن موسيقى و ديدن نمايش داشتند . آلات موسيقى در دربار عبارت بود از تنبك ، نىلبك ، شيپور ، عود و كمانچه . نوازندهء تنبك آواز ، مىخواند كه به گوش ما شبيه صداى شيون بود . رقا - صه‌هائى كه قبلا به آن‌ها اشاره شده است با حركات جالب و زيبا و كم‌نظيرى به دور و بر مىپريدند ، ضمنا چند كشتىگير ماهر و كاركشته هنر و مهارت خود را با انجام كشتى بسيار خوبى به معرض نمايش گذاشتند . در اثناى صرف غذا و مراسمى كه به آن اشاره شد متوجه شديم كه ايرانىها در اطاقى كه در آن پشت قرار داشت و جلوى آن پرده‌ئى آويخته شده بود ، يك تن ايرانى آشنا به زبان‌هاى پرتقالى و ايتاليائى را پنهان كرده بودند تا از گفتگوى سفرا با يكديگر و مترجمشان و نيز از داورى آنان دربارهء ايرانىها آگاه شوند . مترجم ما يك كشيش آگوستينى از اهالى پرتقال به نام پتروژوزف‌آ روزاريو « 1 » ( مردى چهل ساله ، پرهيزگار ، متدين ، فهميده و آماده خدمتگزارى و صميمى ) بود كه به سبب بيست و چهار سال معاشرت با ايرانىها از صفات ، حس طنز و شيوه زندگى و كردار آنان بسيار آموخته بود و به همين جهت توانست به ما خدمت بسيار مؤثر كند . او با سفير كروسيوس به زبان لاتين و با آقاى بروگمان به زبان پرتقالى سخن مىگفت . پس از گذشت حدود يكساعت و نيم كه صرف غذا به طول انجاميد ، سفره‌ها برچيده شد و آب گرم براى شستن دست در آفتابه زرين آوردند و دور چرخاندند ، سپس رئيس تشريفات شاه با صداى بلند گفت : « خداوند اين اطعام را پاداش دهاد ، نعمت و ثروت شاه را فراوانتر و سربازان او را نيرومند كناد . خداوندا ! ! اين آرزوى من است . »

--> ( 1 ) - Peter Josef a Rosario